Tag-Archive for » =)) «

۱۱
شهریور
۸۹

… دلش گرفته بود اما نمی خواست دل کسی را بشکند.

با چشمان غمگینش به پنجره ی مسنجر نگاه کرد؛

خندانک می غلطید و با مشت بر زمین می کوبید.

لحظه ای اخمش را باز کرد، دستش را به سمت دکمه های رنگ رفته صفحه کلید برد و به آرامی با انگشت اشاره ی دست راست تایپ کرد:

LOL

و دوباره اخمش را در هم کشید.