Tag-Archive for » کانسپت «

اخیراً تعداد آدم هایی که خود را مقید کرده اند به جای واژه ی سلام از”درود” و به جای خداحافظ از “بدرود” و به جای متشکرم از سپاس استفاده کنند، رشد قابل توجهی داشته. حتماً می فرمایید خوب بگویند. هرطور دوست دارند حرف بزنند! اصلاً به من چه؟ اینها درست اما مسأله اینجاست که همین دوستان تأکید دارند که طرف مقابلشان هم به عنوان یک هم وطن متعصب از واژه های عربی در سلام و علیک هایش استفاده نکند. اما من همیشه در برابر این درخواستها مقاومت کرده ام و تا حدی که طرف مقابل احساس نکند بی اعتنایی من توهین به اوست، ترجیح می دهم به روش خودم حرف بزنم. روشی که به هر حال درست یا غلط برایش دلایلی دارم:

اول. یکی از ویژگی های نظام های توتالیترِ ایدئولوژیک این است که حکومت سعی می کند زبان مردم را به زبان معیاری که متأثر از ایدئولوژی حکومت است نزدیک کند. نمونه ی اغراق شده ی این پدیده را کسانی که ۱۹۸۴ جورج اورول را خوانده باشند تحت عنوان Newspeech می شناسند. اینجا از شرح دلایل این رفتار حکومت می گذرم تا برسیم به بحث خودمان! نئوناسیونالیست های کنونی حذف واژه های عربی را درواقع روشی برای مبارزه با حکومتی می دانند که برچسب اسلامیت را با خود دارد و سعی کرده ادبیات رسمی اش یک ادبیات اسلامی باشد. در واقع درود فرستادن به جای سلام کردن نه در دفاع از فرهنگ ایرانی و نفی «تهاجم فرهنگی» که با هدف دهان کجی به حکومت کنونی صورت می گیرد. رفتار این افراد یک رفتار سلبی است که از موضع ضعف در برابر رفتار طرف مقابل و بصورت رفلکسی اتفاق می افتد. اما آیا همین ها اگر بخواهند مردی را صدا بزنند، از واژه ی «آقا» استفاده نمی کنند؟ حتماً می دانید که آقا سوغاتی مغولها برای زبان فارسی است اما هرگز در سالهای اخیر شاهد چنین حساسیتی نسبت به این واژه ی مغولی در میان نئوناسیونالیست ها نبوده ایم. چرا؟ چون حکومت کنونی از حذف آن «لجش در نمی آید!» شخصاً با چنین نوعی از مبارزه و تغییر فرهنگی موافق نیستم چون معتقدم فرهنگ را هرگز نباید بصورت سلبی اصلاح کرد. تغییر یک فرهنگ -و علی الخصوص زبان که مادر فرهنگ هر ملتی است- نیاز به ایجاد بینش دارد و چیزی نیست که بتوان کینه جویانه در آن دست برد. چنین تغییری هم پایداری کمتری خواهد داشت و هم با خطر مسخ شدن بیشتری روبروست.

دوم. برای من رساندن مفهوم (Concept)  مهمترین اولویت است. این که چه چیزی از حرفم برداشت می شود برایم به مراتب مهمتر از این است که چه آواهایی از حنجره ام خارج می شوند. یکی از مهمترین شروط در انتقال آسان مفهوم این است که با مصرف حد اقل ATP (انرژی) در مغز بر زبان رانده شود. بدین ترتیب هم فضای کمتری از ظرفیت پردازش مغز را اشغال می کند و هم زمان کمتری برای انتقال مفهوم لازم است و بدین ترتیب امکان انتقال مطالبی با حجم کمتر و عمق بیشتر میسر می شود!

سوم. واژه های سنتی تر کمتر گرفتار سوء تفاهم می شوند تا واژه های جدید که برای بعضی ها نامأنوس هستند. مثلاً از همین درود گفتن ممکن است افرادی این گونه برداشت کنند که با آنها شوخی داریم!!

چهارم. اصولاً در طول تاریخ چیزی به نام زبان فارسیِ خالص (منظورم زبان اوستایی یا پهلوی نیست) وجود داشته؟ اگر پاسختان مثبت است، که بعید می دانم چنین باشد، آیا این زبان را می توان یک زبانِ «زنده» دانست؟ اجازه بدهید اینطور سؤالم ر مطرح کنم: وقتی از زبان فارسی حرف می زنیم، از چه چیزی حرف می زنیم؟ مخلوطی از ترکی و عربی و مغولی و فرانسه و اوستایی و پهلوی و…؟!