Tag-Archive for » نوروز «

۲۹
اسفند
۸۹

یا مقلب القلوب! قربان دست ات! دست به قلب‌های ما نزن. ما با دلتنگی‌ها و دلشوره‌های‌مان راحتیم. یا مقلب القلوب والابصار! به چشم های‌مان هم کاریت نباشد. بگذار به همین جاده‌ی بی مسافر خیره بمانند که دنیایت تماشایی تر از آن ندارد.

یا مدبر اللیل و النهار! تدبیر ِ این یکی دست خودت! هر کدام را هر قدر می‌خواهی کش بده. اصلاً جای‌شان را با هم عوض کن. خیال‌ات تخت! عین خیالمان نخواهد بود بس که اینجا روزها شب و شب‌ها شب بوده‌اند.

یا محول‌الحول والاحوال! فدایت شوم! احسن‌الحال ِ ما همین حال خرابی‌ست که می‌بینی. همین دردها، همین خستگی‌ها و بی‌کسی‌ها و ترس‌ها و تلخی‌ها. ما با همین‌ها حال می کنیم. تحول هم نمی خواهیم. اصلاً این حرف‌ها را بی خیال! بگذار خلاصه‌تر بگویم:

عشق را برای‌مان یک سال دیگر تمدید کن.