Tag-Archive for » مسافر «

دیروز از یه کوچه ای رد شدم
دلم براش سوخت
همش می گفت من کی جاده میشم
من کی جاده میشم
به هرکی از کوچه هه رد می شد می گفت
آقا
خانم
من کی جاده میشم؟
اما اون پدسسگا که نمی فهمیدن
نمیدونم کر بودن
یا خر بودن
یا خودشونو زده بودن به خریت
دلم واسه اونا هم سوخت اولش
اما دیدم نه بابا اینا خودشونو زدن به خریت
برن گم شن کثافتا
کوچه ی بدبخت داشت زار میزد
بعد اینا
دست همدیگه رو گرفتن قدم می زنن
هرهر
عرعر
می خندن
***
به کوچه هه گفتم چته تو؟
گف میخوام جاده شم
گفتم اسکولی؟
گف چطو؟
گفتم خو جاده چی داره مگه
گف مسافر
گفتم مسافر عنه
گف چطو؟
دیدم اینم خودشو زده به خریت
گفتم نترس تو هم آخرش جاده میشی
آسفالتت میکنن
فقط حیف که بن بستی
اول باید اون دیوار آخریه رو بزنن خراب کنن
گف نیمیخوام
گفتم به جهنم
پس همیشه همین کوچه بن بست می مونی
گف باشه
خدافظی کردم رفتم