Tag-Archive for » صلح «

دو روز پیش شبکۀ فارس یک فیلمی گذاشته بود دربارۀ حملۀ گرازها به باغ های اهالی یک روستا در اطراف داراب. معلم داشت سر کلاس به دانش آموزان می گفت گرازها دشمن ما هستند. یک جای دیگر هم در فیلم پیرمردی می گفت  گراز جانور بدذاتی است. همه چیز را خراب می کند و …

تا به حال دیده اید گرازی تفنگ بردارد و انسان شکار کند و گوشتش را سر سیخ بزند و کباب کرده، نوش جان نماید؟ تا به حال دیده اید گرازها به محل زندگی انسانها بروند، آنها را از آنجا بیرون کنند و خودشان همان جا زندگی کنند؟ ما اما همه ی این کارها را با آنها کرده ایم. با این حال ایمان دارم که اگر از یک گراز بپرسید آیا انسان را دشمن خود می داند؟ پاسخش منفی خواهد بود. یا اگر از ببری که در حال شکار آهوست بپرسیم چه خصومتی با آهو دارد چه پاسخی می دهد؟ ای کاش به اندازه ی یک گراز نجابت داشتیم!

انسانها تنها موجودات زنده ای هستند که مفهومی به نام دشمنی را درک می کنند. برای سایر موجودات فقط یک تقسیم بندی وجود دارد:  موجودات زنده یا مانع بقای آنها هستند یا وسیله ی بقا و یا نقشی در این ماجرا ندارند.

فقط خواستم خواهش کنم به بچه هایی که چنین برنامه هایی را می بینند، بگویید گرازها دشمن ما نیستند. گرازها نجیب تر از آن اند که دشمنی بلد باشند. دشمنی کار ما انسانهاست. شما را به بقای هومو ساپینس (همان انسان!) سوگند، اینها را به بچه ها بگویید. باید پیش از آنکه دیر شود بدانند مادر طبیعت چیزی به نام دشمنی نزائیده.


*  تیتر این مطلب یکی از شعارهای دروغینِ سه گانه ی حکومتِ توتالیتری است که جرج اورول در رمانِ “۱۹۸۴” توصیف می کند.