Tag-Archive for » سانسور «

۱۴
اردیبهشت

دیشب خواب دیدم
شعر شده‌ام
و آقای ممیزی رویم خط کشیده!
در راهروهای ارشاد می‌دویدی و جیغ می‌کشیدی
صدایت زدم
برگشتی؛
داشتم ادای آقای ممیزی را در می‌آوردم:
«اینجا جیغ کشیدن ممنوع است!»
نگاهم کردی،
از همان نگاه های سرکش
که آقای ممیزی دوست نداشت.
از همان‌ها که اگر نداشتی
رویم خط نمی‌کشیدند.

سکوت کردی و رفتی
من ماندم و یک خط ِ قرمز
و آقای ممیزی
که داشت به غزلیاتِ سعدی حشره‌کش می‌زد…

 

سانسورچی که باشی، قبل از هر چیز مجبوری ماهیت خودت را سانسور کنی.

۱۰
اردیبهشت

وقتی می‌خواهی خودسانسوری کنی، اول حرفت را بنویس بعد پاک کن یا خط بزن. اگر اصلا ننویسی‌اش و به چشم خود کلماتش را نبینی، پس از مدتی تبدیل به آدم ِ دیگری می‌شوی که حتی فکر کردن به موضوع ِ سانسور شده را هم از یاد برده.

بی‌خود گفته‌اند نمی‌شود آزادی را از عرصه‌ی اندیشه و ذهن ِ آدم‌ها سلب کرد.