Tag-Archive for » تنهایی «

تنهایی رفت.

				

واحد ِ شمارش ِ تنهایی:

اشک بر بالش

 

از روح خود در ما دمید؛

و ما هم مثل او تنها شدیم.

 

دسته: شعر  ۳ نظر

تنهایی ِ آدم‌ها رابطۀ مستقیم دارد با طولِ مسیری که برای رسیدن به خانه انتخاب می‌کنند.


برای کسی که از سایۀ خودش هم می ترسد، همسایه فقط ترس ها را بزرگتر می کند.


بعضی واژگان متضاد ندارند. بعضی واژگان را انگار از روز ازل «تنها» ساخته اند. نه تضادی نه ترادفی. نه موافقی نه مخالفی. سبک سفر می کنند و مثل ویروس آنفلوآنزای سگی به سرعت منتشر می شوند. سردسته ی این واژگان، تنهایی است.