با تو ام جناب ِ زندانبان!

یادت باشد نانِ زن و بچه‌ات را از صدقه سریِ وجود آزادی داری، نه اسارت

و بترس

از روزی که لذت ِ آزادی از یاد ِ آدم‌ها رفته باشد.

 

می توانید بازتاب های این نوشته را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.
شما بفرمایید!