همۀ خاطره ها خاطرۀ بَدَن.

 

می توانید بازتاب های این نوشته را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.
۴ دیدگاه :)
  • رایا گفت:

    آره!زمانی که خاطرات حسرت رو به همرا داشته باشن بد حساب می شن!

    :(

  • سارا گفت:

    سلام
    این هم از اون نمونه های ضد و نقیضه خاصه شما بود;)
    البته این ادعا دیگه خیلی کلی شد به خاطر کلمه ی “همه”.همیشه یه اپسیلون خوشی ته دل آدم ورجه وورجه میکنه.به قوله خودتون هر چیزی یه قطبه منفی داره و یه قطبه مثبت(یه حالی میده حرفای مردم رو تحویل خودشون بدی!!!:دییییی)
    خاطره بازتابه یه لحظه یا موقعیته که بسته به تاثیرگذاریش مدتها تو ذهنه آدم می مونه.و همیشه این تاثیرگذاری بد نیست.چون منطقی فکر کنیم انسان تمایل و کشش به خوبی داره تا بدی.به دنباله موقعیت های تاپ میگردیم شاید در طول مسیر همه چیز مطابقه میل باشه و شاید نتیجه به مذاقه ما خوش نیاد.این کافی نیست برای “بد”شدنه یه خاطره.در ضمن کلمه ی خاطره به نفسه معنی مثبتی رو یدک می کشه.
    یافتم!!!
    مگر اینکه دلتون بخواد گذشته خودتون رو بلاک کنید.و این جریانه سیاله خاطره ها این توانایی رو از شما بگیره.به این خاطر که انسان هیچ وقت نمی تونه به طور کامل با گذشته ی خودش قطع رابطه کنه.گذشته ی ما پروسه ی تدریجی ساخته شدنه ماست.اونوقت از دست خاطره ها که مدام شما رو به گذشته میبره عاصی میشید و میگید:”همه ی خاطره ها بد هستن”
    درسته؟
    در این صورت خدا به شما آلزایمر عطا کند.یا حافظه ی بلند مدتتون پاک شود انشاا…;)))
    می تونید با دوباره خوانی ۱۹۸۴ جورج اورول و راه کارهاش برای از بین بردن یا تحریف هر آنچه در گذشته هست استفاده کنید!!!

    • مهراب گفت:

      “هر چیزی یه قطبه منفی داره و یه قطبه مثبت” … نه تا وقتی ک قطبه مخالفت گم شده و همه دورت قطبه موافقن… اینه وضعیت.

  • مهراب گفت:

    فیزیکی مثلن؟؟؟

  • شما بفرمایید!