خدایا! اگر راست می گویی یک بار دیگر خرمشهر را آزاد کن!

 

می توانید بازتاب های این نوشته را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.
۲ دیدگاه :)
  • سارا MSIE 7.0 Windows XP گفت:

    سلام
    دیروز تو دانشگاه موسیقی پیروزی(از این قدیمیا)گذاشته بودن و داشتن زیر یه ایستگاه صلواتی شیرکاکائو و کیک یزدی میدادن.من با بی تفاوتی غر زدم باز دوباره چی شده اینا فستیوال گرفتن؟ دوستم خندش گرفت گفت:خرمشهر آزاد شده دیگه! وقتی شنیدم چه روزیه از حرفی که اول زدم خجالت کشیدم.ولی نمیدونم چرا مثل قبل ترها اصلا احساس غرور بهم دست نداد.چی بهش می گن؟آهان…عرق ملی!
    بعد احساس کردم انگار دوباره تاریخ باید تکرار بشه
    من که پایم…
    به درود

  • لیلا Firefox 3.6.8 Windows 7 گفت:

    ما که از آژآدی خرمشهر خیری ندیدیم من خرمشهری هستم ولی ایقد که اونجا اوضاش خرابه حاضر به برگشتن نیستیم

  • شما بفرمایید!