سیب یا گندم یا هر چه که بوده، میوۀ ممنوعه یک نماد است. نماد ِ کنجکاوی ِ موجودی که می‌خواست بداند. که نمی‌توانست چیزی را بدون آزمایش بپذیرد. میوۀ ممنوعه نام ِ دیگر ِ علم بود و جرم ِ آدم اینکه نتوانست در مقابل ِ عطش ِ دانش مقاومت کند. همان‌طور که نیچه می‌گوید، خدا از علم می‌ترسید چون علم، هر موجودی را خداگونه می کند. پس از گاز زدنِ سیب، دیگر خدا می دانست حضور ِ آدم در بارگاهش به یک مخلوق ِ معمولی ختم نخواهد شد. اما نمی شد کاری کرد. پشیمانی در صفات ِ خدا نبود و او سرانجام توانسته بود خود را خلق کند. خطر باید رفع می‌شد. آدم باید تبعید می‌شد به جایی که امکان ِ خدا شدن نباشد. زمین! زمین پست تر از آن است که بتوان در آن خدایی کرد. زمین پر از محدودیت هایی‌ست که در بهشت وجود نداشت. سه بعد کافی نبود. زمان ِ خطی دستمان را می‌بست. سالها وقت لازم بود تا این همه معما را حل کنیم.

سخت بود اما بیشترش را حل کردیم. چیزی نمانده تا تمام شوند…

خدایا بترس! یکی از همین روزها انقلاب خواهیم‌کرد!

 

می توانید بازتاب های این نوشته را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.
۷ دیدگاه :)
  • م.ک. Chrome 11.0.696.71 Windows 7 گفت:

    این احتمالا میشه دهمین باری که بشریت فکر کرده که دیگه تقریبا تموم شده. فکر کنم اولیش لاپلاس بوده! هاوکینگ هم یکی از آخریهاش…… این قصه فکر کنم ادامه داره حالا حالاها.

    • عباس Firefox 4.0.1 Windows 7 گفت:

      خب انسانه دیگه! ادامه ی تیتر رو که میدونی چیه؟ سوره ی علق: ان الانسان لیطغی ان رأیه استغنی! انسان وقتی احساس بی نیازی کنه دست به طغیان میزنه!
      حالا بحث غرور ِ بشری به کنار. نکته ی مهم تر اینه که داستان میوه ی ممنوعه نشون میده دشمنی با علم و کنجکاوی های انسان تا چه حد در بطن همه ی ادیان وجود داشته. وقتی خدا میگه سیب نخور، نباید بپرسی چرا. فقط باید بگی چشم.

  • سارا MSIE 8.0 Windows XP گفت:

    پس چی؟
    باید بگیم چشم دیگه
    ببخشید ایشون اندکی خدا تشریف دارن!!!

    با عرض معذرت این آسمانی که به زمین بافتید خیلی بی ربط است
    آدم که از خدا سوال نکرد.کرد؟آدم وسوسه شد و فکر کرد زورو شده.
    شاید اگر در برابر وسوسه تامل می کرد خدا حکمت درخت سیب یا گندم! رو بهش می داد.نه؟؟؟بعدشم پیروی از شیطان مجازات داره .نداره؟؟؟

    ولی از بنده ی خدا تا دلتان خواست سوال کنید و چرا بگویید
    اگر هم دیدیم اراجیف زیاد می بافد و زور می گوید و قدرت را دو دستی چسبیده و ول کن هم نیست
    انقلاب می کنیم
    چرا که نه؟
    البته از روی اصول
    نه جو گیر شدن!!!

    • عباس Firefox 4.0.1 Windows 7 گفت:

      سارا خانم اول اینجا را اگر قبلاً نخوانده اید لطفاً بخوانید. مخصوصا بند دومش را
      http://daydreamer.ir/about/

      و اما در مورد نظرتان. خب نظر شما و اعتقادات شما محترمه. اما برای من مهم تر از اینکه از خدا پیروی کنم یا شیطان، آزادی مهمه. اختیار و حق انتخاب. اگر قرار بود در بهشت بمانیم و همیشه تنمان بلرزد که با اولین نافرمانی، صاحبخانه پرتمان می کند بیروم، بهشت برایمان تبدیل به جهنم می شد. ما انسانیم. اختیارمان را از ما بگیرند هیچ نیستیم. احتمالاً می گویید در بهشت هم اختیارمان دست خودمان بوده. خدا گفته همین یکی را نخور، بقیه مال خودت. اما من نام این را اختیار نمی گذارم. هر وقت اختیار ِ نخوردن ِ سیب هم دست خودمان باشد مختاریم. به نظر ِ من آدم صحیح ترین کار را انجام داد. همان روز ِ اول اتمام حجت کرد که برای اطاعت ِ محض و بی چون و چرا نیامده ایم.
      ضمناً به نظرم دارید پس و پیش به ماجرا نگاه می کنید. اول باید حکمتش را بگویند بعد منع کنند. نه اینکه بگویند اول انجام نده بعد ما حکمتش را می گوییم. ضمناً کامنت آخر ِ “م.ک” را بخوانید. آدم ها دو دسته اند…

  • م.ک. Chrome 11.0.696.68 Windows 7 گفت:

    فکرکنم این (این چشم گفتن یا چرا آوردن) دقیقا نقطه تقابل علم و ایمانه و البته نقطه تقابل سرگشتگی و آرامش. واقعا تو این دنیا دنبال کدوم باید بود، نمیدونم. گل بعضی را ریختن برای چرا کردن و گل بعضی را برای آرامش. درست میگی، جد بزرگ ظاهرا از گروه اول بوده.

  • سارا MSIE 7.0 Windows XP گفت:

    سلام استاد
    ما همان روز اول که اینجا قدم گذاشتیم “درباره ی وبلاگ”را خواندیم
    بالاخره هر کسی ایدئولوژی و فلسفه ی خودش رو داره که قابل احترامه
    اختیار ما از صاحب اختیار ماست که خداست.مسلما کوتاه اومدن به نفع اختیار خدا به نفع انسان بود.بگذریم…
    خیلی ممنون که الطفات نموده و به وبلاگ این حقیر سر زدید
    مقادیری سورپرایز و خوشحال شدیم
    در مورد میخ:
    عرض شد که از زمانی که کمر میخ “خم” شد دیگر کسی به او محل نداد و تقدیر شایسته ای هم انجام نگرفت.کلا تحویلش نمی گیرن.انداختنش دور.کسی به این هم فکر نمی کنه که اگر تعمیر بشه میشه باز هم ازش استفاده کرد.ولی…

  • هدیه Firefox 3.6.17 Windows 7 گفت:

    خوشا یه حال رانندگان تاکسی که فریاد می زنند آزادی آزادی….
    نیست؟؟!!!

  • شما بفرمایید!