اینکه هنوز هم

گل می کنیم گاهی

و غنچه هایمان سرخ اند،

اینکه سبز «هم» می شود پیدا کرد

میان برگ های شاخه هامان،

و حتی

-گرچه نه خیلی راست اما-

از یادمان نرفته ایستادن؛

حضارِ محترم!

دلیل نمی شود فکر کنید

خاک‌ِمان از سنگ نیست،

روی ساقه هامان

برگ های زرد پیدا نمی شود،

به هیچ بادی شکستنی نیستیم

و دلمان اصلاً

باران نمی خواهد!


دسته: شعر, عکس‌نوشت
 برچسب:
می توانید بازتاب های این نوشته را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.
شما بفرمایید!