Wikileaks logo

۱. فرانسیس فوکویاما نظریه ای دارد به نام «پایان تاریخ». این نظریه پرداز نومحافظه کار(نئوکان) امریکایی در کتاب پایان تاریخ و آخرین انسان خود، رسماً اعلام می کند از نظر او لیبرال دموکراسی شکل نهایی تمامی حکومت های بشری خواهد بود و پس از لیبرال دموکراسی دیگر گزینه ی جدیدتری برای حکومت داری قابل تصور نیست. تقریباً همه ی جنگ های خارجی ایالات متحده پس از دوران جنگ سرد بر اساس این نظریه سیاسی اتفاق افتاده اند تا تاریخ بشریت را هرچه سریعتر به سرانجام شیرینش برسانند! فوکویاما مدعی است نگاهی تکامل گرایانه به تاریخ دارد و در کتابش به وضوح بر این ادعا تأکید می کند اما…

۲. در زمان انسانهای اولیه، هرکس لباس ضخیم تر و سلاح سخت تر و تیزتری برای شکار داشت، قوی تر بود. پس از انقلاب کشاورزی، قدرت در اختیار کسی بود که به رودخانه نزدیکتر بود، زمین حاصلخیزتری داشت و ابزارهای بهتری برای کشاورزی. در دوره های بعدی هم هر دوره ای چیزی وجود داشت که می توانست قدرت را تضمین کند. زمانی حیوانات اهلی بهتر، زمانی برده های بیشتر، زمانی دیگر چرخ، کشتی، کارخانه و کارگر، ارتش، نفت، انرژی، سلاح هسته ای و … اطلاعات! تا همین چهار پنج سال پیش می شد گفت هر انسانی اطلاعات بیشتر و دقیق تری داشته باشد، قدرتمندتر است.

تاریخ بشریت را به هر چند دوره که بخواهیم تقسیم کنیم، بهتر است یکی از آنها ها نامش دوران بعد از وب (یا دقیق تر اگر بخواهبم بگوبیم، بعد از وب ۲٫۰) باشد. مهم ترین تفاوت دوران پیش از وب۲٫۰ با بعد از آن هم این است که دیگر نمی شود به سادگی گذشته دروغ گفت. دیگر پنهان کردن اطلاعات تقریباً غیرممکن شده است. اوج گرفتن شبکه های اجتماعی بیش از هر چیز تعریف حریم خصوصی را دچار دگرگونی کرده است. حال دیگر می توان گفت حقیقت حتی اگر به زبان بیاید همچنان حقیقت است!

۳. این روزها همه جا سخن از ویکی لیکس است. سایتی که مدعی است رسانه ای معمولی است. رسانه ای که تلاش می کند تمام انسانهای دنیا را به یکی از حقوق اولیه شان یعنی آگاهی از دنیای اطراف، برساند. ویکی لیکس کار عجیب و غریبی نمی کند. یک رسانه ی خبری است که برخلاف تمام رسانه های «دهکده ی جهانی» برایش هیچ مصلحتی جز حقیقت وجود ندارد. برای ویکی لیکس فقط یک عمل غیراخلاقی تعریف شده و آن پنهان کاری است. ویکی لیکس هم مثل ویکی پدیا و سایر سایت های وابسته به جنبش اپن سورس برای منافع اقتصادی ارزشی قاذل نیستند. (بالاخره گربه هایی پیدا شده اند که برای رضای خدا موش می گیرند!) آنها فقط معتقدند میزان آزادی که لیبرال دموکراسی به انسانها می دهد باز هم کافی نیست. هر گونه مانعی برای آزادی مثل این است که پایانی برای بی نهایت متصور شویم که در این صورت آزادی دیگر آزادی نیست. اسارت است. اسارت در یک زندان بزرگ. چه فرقی می کند نام این موانع چه باشد؟ مصالح ملی، کپی رایت، طبقه بندی های امنیتی و نظامی یا حتی جان سربازان امریکایی در عراق و افغانستان. آنچه مهم است، این است که عده ای را از حق دانستن محروم کرده ایم. مثل اینکه به انسان بگوییم حق ندارد از کره زمین خارج شود. آیا در این صورت انسان می تواند بگوید کاملاً آزاد است؟

۴. فوکایاما مدعی است باید تاریخ را با نگاه تکاملی دید و بعد با نگاه تکاملی به این نتیجه می رسد که لیبرال دموکراسی مقصد پایانی تاریخ بشریت است. فوکویاما اگر تکامل را فهمیده بود، می دانست که مهم ترین خاصیت پروسه های تکاملی توقف ناپذیر بودن آنهاست.  تکامل پروسه ای است که هرگز متوقف نشده و نخواهد شد. تکامل در واقع این گونه عمل نمی کند که خوب ها را گلچین کند، بلکه خطاها را خط می زند. (این روش تمام پدیده های طبیعی است. حتی مغز انسان هم در یادگیری به همین شکل عمل می کند.) لیبرال دموکراسی هم هر جا خطا کند یا اصلاح می شود یا حذف. این روزها لیبرال دموکراسی دوران سختی را می گذراند.

۵. در حال نوشتن این پست بودم که شنیدم حکم تعقیب مؤسس سایت ویکی لیکس از سوی دادگاهی در سوئد صادر شده. ظاهراً به خاطر ارتکاب یک جرم جنسی! اما نگران نباشید. مدیر ویکی لیکس را می شود بازداشت کرد. ویکی لیکس را می شود تعطیل کرد. اما همچنان میلیون ها خبرنگار ویکی لیکس «آزاد» هستند!

پ.ن: هنگام نگارش این پست، سایت ویکی لیکس در سلامت کامل به سر می برد اما ظاهراً در حال حاضر داون شده و صفحه ی اصلی سایت باز نمی شود.باور کنید من بی تقصیرم!! فقط امیدوارم دست W3 (سازمان جهانی وب) به مصالح سیاسی آلوده نشده باشد. در واقع امیدوارم نمک نگندیده باشد.

می توانید بازتاب های این نوشته را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.
۳ دیدگاه :)
  • م.ک. Chrome 8.0.552.215 Windows 7 گفت:

    حرفهات منا یاد نظرات چامسکی انداخت. به نظر اون کلا هر قدرتی باید زیرسوال بره و حتی از بین بره و جاش را بده به مراکز قدرت کوچکتر و غیرمتمرکز. به نظر من ولی این نشدنیه. یعنی ساختار قدرت اینه که قطبی بشه. مثل ذرات آهنربایی که همدیگه را جذب میکنن تا آهنربای قویتری بسازن. مثلا همین یوتوب را در نظر بگیر. میتونست یه مرکر اطلاع رسانی مسنقل باشه. ولی بعد گوگل میاد میخردش.

    • A.H OperaMini 5.1 Java گفت:

      این رو تا حد زیادی قبول دارم . البته استثنائاتی هم وجود داره؛ مثل فیس بوک یا تویتر که خودشون تبدیل به قطب های جدید میشن. شاید به دلیل سرعت فوق العاده زیاد رشد این سایت ها بود که سیاه چاله های اینترنت نتونستن جذبشون کنن. قضیه ویکی لیکس اما کاملا متفاوته. با گسترش فرهنگ ویکی لیکس و افزایش سایت های مشابه اتفاقی که می افته اینه که شفافیت مواضع سیاسی بیشتر میشه و اگرچه ثبات روابط دیپلماتیک در کوتاه مدت کم میشه اما در درازمدت این شفافیت، احتمال وقوع جنگ و درگیری رو کمتر میکنه. اگر دقت کنید می بینید که عموم مردم و رسانه ها نه تنها اعتراضی به کارهای ویکی لیکس ندارن که به نظر میرسه از افشاگری های اخیر خوشحال و هیجان زده هستن.
      سؤال من اینه که آیا لیبرال دموکراسی (هم بخش لیبرالیسم و هم بخش دموکراسی آن) قراره تبدیل به جاده صاف کن یک نوع مدرن از دیکتاتوری بشه؟ آیا باید منتظر یک انقلاب پسالیبرالی علیه دموکراسی های موجود باشیم؟ آیا میشه دستور دولت های ایالات متحده و فرانسه (به عنوان مهمترین کشورهای میزبان آزادی و دموکراسی) برای بستن سرورهای سایت ویکی لیکس رو در حالیکه مردم این کشورها مشکلی با این وبسایت ندارن، با معیارهای لیبرال دموکراسی توجیه کرد؟ آیا نسل ما باید توی اینترنت دنبال جان لاک یا حداقل پوپر خودش بگرده؟

  • م.ک. Chrome 8.0.552.215 Windows XP گفت:

    حرفت را میفهمم. این را اضافه کنم که لیبرال دموکراسی در تئوری و در عمل با هم خیلی فرق دارن (همونطوری که مارکسیسم در تئوری و عمل با هم خیلی فرق داشتن). در هردو اینها مشکل از اونجایی ناشی میشه که مجریان تئوری (حاکمان) ناچارن برای رفع مشکلات کوتاه مدت و ایجاد نظم اجتماعی اهرم قدرت را به کار ببرن و خلاصه به تناقضی از درون برسن. مثلا قانون اساسی کانادا به دولت اجازه میده که مجلس را منحل کنه. بعلاوه بهش اجازه میده که آزادی بیان را محدود کنه! البته این بندها به ندرت استفاده شدن ولی وجود دارن.

    ته حرف من اینه که من نمیتونم فکر کنم که اصولا بشه به یک نظمی رسید که بدون اهرم قدرت کار کنه و خوب قدرت با خودش فساد میاره! البته قدرت با خودش مخالف هم میاره و پدیده های جدیدی مثل ویکی لیکس علیه قدرت ظهور میکنن.

    البته اینم بگم که شدیدا دارم با ویکی لیکس حال میکنم! بعضی از پستهای خیلی مهمشون که به ایران مربوطه هنوز تو وبلاگستان بحث نشده. نمیدونم چرا.

  • شما بفرمایید!