لجن ترین حس دنیا اینه بدونی کسی که داره مجبورت میکنه داروی سرماخوردگی بخوری اصلاً نگران سلامتیت نیست و فقط میخواد خیالش راحت باشه که «مرض» تو به اون سرایت نمی کنه و صدای عطسه ت مزاحم خوابش نمیشه. باشه، اصلاً من پارانوئید، اسکیزوئید پارانوئید یا هر کوفت و زهر ماری که شما بگید. اما این دارو مثل زهریه که می سوزونه و زورش نمی رسه بکُشه… لا اقل جای این ادالت کلدِ کثافت که ده پونزده ساله هیچ دردی رو دوا نکرده یه چیزی بذارین کف دستم که هم شما رو راحت کنه هم منو.

می توانید بازتاب های این نوشته را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.
یه نفر نظر داده :)
  • حمزه کاوه نژاد Firefox 3.0.4 Windows XP گفت:

    do’nt like

  • شما بفرمایید!