همیشه آخر سؤال یک پرانتزی بود که در آن می نوشتند:

«g را ۱۰ و π را ۳ در نظر بگیرید.»

… و از همان روز ما را اتوپیست بار آوردند.

می توانید بازتاب های این نوشته را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.
۷ دیدگاه :)
  • HediyeH گفت:

    میدونی چرا این کارو میکردن ؟؟
    میگفتن حق ندارین ماشین حساب بیارین چون تقلب میکنین عددهارو رند میدادن .
    من هر وقت جواب های فیزیکم عجیب غریب در میومد میگفتم نه حتما اشتباسش عددهارو رند میدن :-(

  • به نام خدا
    قبل از هر چیز بگو ببینم چرا اینقدر دیگران را خر خطاب می کنی؟احیانا از مردمان اصفهان نیستی؟
    من فکر می کنم آأم ها اتو پیست به دنیا می آیند.
    حالا چرا شیرازی؟

    • A.H گفت:

      به آقای کاوه نژاد:
      یک. من اصفهانی نیستم ولی اصفهانی ها رو دوست دارم. (سلام مهران!!)
      دو. مگه خر فحشه؟ خب خر هم یه موجودیه مثل بقیه موجودات. فقط کمتر فکر میکنه و بیشتر کار! این نوع رفتار براتون آشنا نیست؟
      سه. گفتم شیرازی چون… خب g که ۱۰ باشه و پی ۳، حساب کردن راحت میشه! ای بابا آدم همه چی رو که نباید مستقیماً بگه :دی

  • مهران گفت:

    مگه اصفهانیا چشونه آقای کاوه نژاد؟

  • حمزه کاوه نژاد گفت:

    بنده خودم از مردمان اصفهانم ،البته
    نیمیم ز اردستان/نیمیم ز ترکستان
    این کلمه ی خر تکیه کلام مردم اصفهان است.
    با این همه هرچند قلم شما (نویسنده ی وبلاگ) بسیار قوی است وبه نظر انسان باهوشی می رسید،اما فکر می کنم به مردم احترام نمی گذارید.این را از روی فحش هایی که توی نوشته تان استفاده می کنید می گویم.
    در ضمن بنده هنوز موضوع شیرازی را نفهمیدم.انتظار نداشته باشید همه ی آدم ها به اندازه ی شما باهوش باشند.

    • A.H گفت:

      به آقای کاوه نژاد [ودیگرانی که سؤالات مشابه دارند]:
      اولاً فحشی که کاف نداشته باشه اصلاً فحش نیست! پس خر هم فحش محسوب نمیشه! ثانیاً به نظر بنده بدترین بی احترامی به مخاطب اینه که مطلب سانسور شده بذاری جلوش و انتظار داشته باشی مثل گوسفند بخونه و به به (بع بع) کنه. من هر چیزی که به ذهنم می رسه و به نظرم میاد که از لحاظ ادبی یا مفهومی یه ارزشی داره، می ریزم روی کیبرد. حاضر هم نیستم خودمو سانسور کنم. البته با این وجود باز هم از ترس آقای فففففففییییییییلللللللتتتتتتتررررررر مجبورم حداقل از حرف های کاف دار کمتر استفاده کنم تا وبلاگم به اون بلا دچار نشه! از همه مهمتر، ثالثاً: ذهن انسان اصولاً وحشی و پرخاشگره و دوست داره فحش بده و وقتی سرکوبش می کنیم باعث صدها مشکل و ناهنجاری روانی میشه. (این آخری کاملاً علمیه ها!)
      رابعاً شیرازی ها معروفن به راحت طلبی یا… !!
      خامساً درباره هوش نگارنده فکر می کنم اشتباه می کنید چون اگر باهوش بودم الان حال و روزم این نبود و به جای تولید کلمات داشتم تولید سرمایه یا حداقل تولیدمثل می کردم!
      راستی! اون چیزی که درباره ذات اتوپیست آدمها گفتین رو چون سؤال خوبی بود، حیفم اومد اینجا جواب بدم. توی یه پست جداگانه می نویسمش. فعلاً گذاشتمش رو تنور داره می چرخه، برشته که شد میدم خدمتتون!!

  • حمزه کاوه نژاد گفت:

    حال متکلم از زبانش پیداست/از کوزه همان برون تراود که دروست
    چیز های که می نویسید بیشتر از هر نویسنده ای من را یاد صادق هدایت می اندازد. فحش دادن آدم را صادق هدایت نمی کند.احتمالا جواب خواهید داد که”من نمی خواهم صاق هدایت بشوم”.من شخصا هدایت را به خاطر صداقتش و نبوغی که داشت دوست دارم نه به خاطر فحشهایش.
    فکر می کنم ادامه ی این بحث بیهوده باشد .دوست هم ندارم کسی من را در مقام معلم اخلاق تصور کند.
    با این حال نوشته ها و شخصیت شما بسیار برای من جالب و قابل احترام است.

  • شما بفرمایید!