معتاد شدیم

رفت.

رفت

معتاد شدیم.

 

دسته: شعر
می توانید بازتاب های این نوشته را از طریق RSS 2.0 دنبال کنید.
۷ دیدگاه :)
  • Mehrab گفت:

    نمی رفت هم معتاد می شدیم… به بوی بدنش…

  • A.H گفت:

    کلاً معتاد شدیم رفت…

  • مهران گفت:

    و…رفت….!!!

  • HediyeH گفت:

    بابا جمع کنید خودتونووووووو….
    من نمیدونم اگه پسرای ایران اینقد مجنون تشریف دارن پس این دخترارو کی اذیت میکنه؟؟ول میکنه؟نامردی میکنه؟؟؟!!!

    • A.H گفت:

      ای بابا برو گودر ببین چه خبره! همش دخترا دارن لایک می زنن پای این نوشته!
      ضمناً من اینجا قصه ی آدمها رو می نویسم نه الزاماً قصه ی خودمو. ژانر: اینایی که فکر می کن من معتاد شدم!!

  • طارق گفت:

    اصلا نیومد.بی معرفت.آدم بعضی وقتا چه جور خر می شه.

  • ساره گفت:

    کجا رفت؟؟ معتاد شد رفت؟ مسخره !!!

  • شما بفرمایید!